چهارشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۵

کار ثواب


+ Posted by Picasa
امروز بالاخره بعد از چند سال گشاد بازی با عزم جزم و مدارک کامل رفتم واسه گرفتن دانشنامه پزشکی. این بوروکراسی ..ری خفگی ایجاد می کند اما هر چه بود بالاخره تمام شد. مدرک یکی مانده به آخری که باید می دادم،گواهی کار بود. یعنی به ازاء هر سال کار یک مبلغ جزئی از پولی که بابت خرید دانشنامه می دهی کم می شود. یک ماه دنبال این مدرک کذایی بودم. خانم فلانی،کارمند مربوطه هم در جریان بود. امروز وقتی مدرک را دید که فقط یک دهم کل پول را کم می کرد تعجب کرده بود،از اینکه چرا برایش این همه دویدم،وقتی تاثیری چنین جزئی در کارم داشت. باور عمیقم را گفتم. از اینکه خواب دیده ام و ماه رمضان به خدا نزدیک شده ام. ربطش را نمی فهمید. حالی کردم، همه شرعا وظیفه داریم با همه توانمان از خوردن موشک به سر زن و بچه بیگناه قوم یهود جلوگیری کنیم. یا از کشته شدن شیعه و کرد و سنی در عراق. با بمبهای ارسالی. فهمید. او هم با مسولیت خودش کمی بیشتر از مبلغی که باید به حساب دولت می ریختم کم کرد. با سیدالشهدا محشور شود